چرا یوگا

چرا یوگا می کنیم
بیش از 90% مردم یوگا را برای سلامت جسمی و کاهش استرس شروع می کنند اما تحقیقات نشان داده است که 2/3 از آنها پس از یکسال تغییراتی را در حالات روحی خود احساس می کنند. حالات معنوی در آنها بیدار شده و اعتماد به نفسشان بالاتر رفته است. در واقع یوگا ورای تمرینات بدنی ما را انسانهایی مهربانتر، قوی ترو متوجه تر می کند که البته تمامی این موارد در کنار منافع جسمی مثل افزایش انعطاف پذیری، تقویت تعادل بدنی، کم کردن کلسترول و چربی،تنظیم هورمون ها و ... آنچیزی است که هر فردبرای داشتن یک زندگی سالم به آن نیاز دارد. مطابق با تحقیقات منتشر شده در مجله معتبر عصب شناسی انسان، یوگا قشر خاکستری مغز را تقویت می کند وروند پیرشدن مغز وسلول های عصبی را کند می نماید به عبارت دیگر یوگا ما را ازلحاظ جسمی و ذهنی جوان نگه می دارد ونکته جالب در این تحقیق این است که تقویت قشر خاکستری مغز درنیم کره چپ باعث افزایش احساسات مثبت در افراد می شود. ورای تمامی این موارد یوگا، ماندن و لذت بردن در زمان حال را به ما یاد می دهد و جسم و ذهن و روان ما را با یکدیگر به تعادل می رساند وارتباط ما را با دنیای پیرامونمان بهبود می بخشد. در واقع ما یوگا می کنیم که در حال باشیم، حالمان را دریابیم و حالمان را به حال بهتری تبدیل کنیم.
listener-111111111
درباره یوگا
یوگا علمی است بسیار دقیق و دارای ارزش های کاربردی فراوان و هر کس که با دقت نظر و تجربه و مطالعه کافی از آن سخن بگوید، بدون شک از اغراق گوئی و مطلق گرایی و شیفتگی هایی که از نگرش های محدود و هیجان‌های مقطعی ریشه می‌گیرد، دوری می‌کند . دید اوفقط به یک بعد محدود نمی گردد بلکه از طریق تعادل، استمرار و آرامشی را در تمامی ابعاد زندگی جستجو می‌کند و این تعادل در اندیشه و جهان بینی او ریشه عمیق دارد و افراط و تفریط در زندگی نقشی ندارد. در حالی که درنقطه مقابل افرادی هستند که به محض آشنا شدن با راههای پرورش جسم و ذهن که از دیر باز در مشرق زمین وجود داشته تمامی ارزشهای زندگی خود را فدای مشتی عادات و مراسم جدید و قشری می‌کنند و بدون اینکه به فکر افزودن محتوای جسم و اندیشه خود باشند، تغییرات را فقط در غالب سخنرانی ها و صحبت های بی انتها و تبلیغ، گزاف گویی و تغییرات ظاهری می بیند و آنها جز تاثیر منفی روی دیگران اثری دیگر نمی گذارند.
یوگا در هندوستان زمانی ابداع شد که افراط و تفریط و باورهای جمعی و روش ها و فلسفه ها گوناگون به اوج خودرسیده بود. یوگیها که آریایی نژاد و افرادی خردمند و منطقی و متعادل بودند، اعتقاد داشتند که با انجام دادن فنون جسمی و فکری یوگا، فرد از غالب نگرش ها و قضاوت های شخصی و احساسی و باورها و تعصب های فردی رها شده، مسائل و رویدادها را همانطور که هستند و واقعیت دارند درک میکند به طور کلی کسی که در این راه تجربه و تمرین دارد،این تعادل در تمام ابعاد زندگی او باید آشکار باشدمثلا در کار کردن- معاشرت کردن- غذا خوردن- خوابیدن- حرف زدن و...واین خصوصیات در نهایت، وجود نوعی توازن در احساسات و رفتار و اندیشه خواهد بود و مربی یوگا باید دارای خصوصیات یاد شده باشد تا افراط و تندرویی های متداول را از طریق حرکات بدنی و تنفسی به شاگردان خود انتقال ندهد و فقط حالاتی را از طریق اعتدال و توازن بیاموزد که سبب افزایش مهارت های ذهنی و تندرستی می شوند.
شما نیز با مطالعه این کتاب و اجرای دستورات آن، نگرش های منطقی و علمی و قضاوت متعادل خود را بالاتر از جملات و فنون تدریس شده آن قرار دهید و هر کجا که آنها را مغایر با وضعیت جسمانی و ذهنی متناسب با سن و سلامتی و بیماری خود یافتید، در حدی با آن روبه‌رو شوید و آن را به کار ببرید که موجب به هم خوردن سیستم درونی شما نشود.
بسیاری از کسانی که از دور با یوگا آشنا هستند تصور می‌کنند که این علم تشکیل شده از تمرین هایی که باید بدن را مدت‌ها در حالات مشکل و طاقت فرسا نگه داشت و یا اجرای تنفس هایی که باید هوا را دقایقی در شش ها حبس کنند یا رژیم غذایی آن تؤام با روزه گرفتن ها و گرسنگی دادن به بدن است و به طور کلی هر قدر تمرینات مشکل‌تر و ماندن در حالات یوگا طولانی تر باشد، پیشرفت سریع تر خواهد بود همچنین بر این باور غلط هستند که باید با مردم و اجتماع قطع رابطه نمایند تا به آرامش و تمرکز درونی برسند. ریاضت کشیدن و گوشه گیری و شانه خالی کردن از مسؤلیتها راراه یوگا می پندارند. در حالی که اگر زندگینامه کسانی را که در این راه پیشکسوت بوده اند مورد مطالعه قرار دهیم به این نتیجه می‌رسیم که آنها انسانهایی بوده اند بسیار پرکار و با احساس مسئولیت اجتماعی و بیش از خود به فکر جامعه ای بوده اند که در آن زندگی می کرده اند، کسانی که ظاهرا در این راه هستند و صفاتی مانند بی‌تفاوتی، تنبلی و خود محوری و مطلق گرایی را پیشه خود کرده اند، بی شک این صفات را نمیتوان برخاسته از یوگا دانست بلکه این گونه حالات را می‌توان سوءتعبیر از این علم یا صفات فردی خود آنها تلقی نمود.
شما نیز اگر انتظارتان از انجام دادن تمرینات یوگا،کسب سلامت جسمی و تندرستی یا آرامش فکری، تقویت اعصاب، تمرکز فکر، کاهش درد بیماری و هر چیز دیگر که هست، تمرینات بدنی و ذهنی یوگا را به عنوان راه یا ابزاری تلقی کنید که در راه رسیدن به خواسته تان شما را یاری می دهد. هیچگاه آن را برای خود هدف قرار ندهید.بلکه از فنون و قوانین آن در جهت رسیدن به سلامت کامل که شامل سلامت جسم و احساسات و ذهن می شود، استفاده کنید. در این صورت دستور العمل های آن در خدمت شما قرار می گیرد و می توانند سبب افزایش بازده شما در امور روزمره تان شود، کیفیت خواب و استراحت شما را بهبود بخشد، بی حوصله گی و ناآرامی را کاهش دهد. بر اثر افزایش تمرکز ذهن و فکر ، برنامه ریزی هایتان دقیق تر و بهتر خواهد شد. در نتیجه زمان از دست رفته بدون بازده مثبت از زندگی بیرون می رود. سرانجام این که اثرات مثبت تمرکز فکر و حضورذهن که نبود آن بسیاری از بیماری‌های تن و روان را سبب می‌شو ددر تمام ابعاد زندگی آشکار خواهد شد.
در پایان باید گفت که انسان جهت رسیدن به خواسته ای چه مادی و چه معنوی یا هردو، افکارش می تواند به عنوان وسیله یا ابزاری نیرومند او را درآن راه یاری دهد و تمامی انسانهای موفق در طول تاریخ کسانی بوده اند که همیشه به ذهن و افکار خود تسلط داشته اند. برعکس اشخاص ضعیف النفس و ناموفق در قلمرو ذهن خود مدیریت ندارند. به عبارت دیگر کسی که افکارش در دایره خواست و اراده نمی باشد همواره زندگی فیزیکی و ذهنی جدا از یکدیگر دارد. افکارش همیشه مانع وترمزی در راه رسیدن به مقاصد و آرزوهای اوست. در حالی که اگر شخص افکارش را در اختیار و اراده خودش داشته باشد و با زندگی متعادل و تمرینات صحیح ذهن خود را تربیت کند، چه بسا همان افکار متمرد و ناآرام اکنون به عنوان بزرگ‌ترین دوست و همکار به صورت ابزاری نیرومند و کارآمد در اختیار قرار خواهد گرفت .

یوگا و رشته های آن
یوگا به ۴ رشته اصلی تقسیم می شود که عبارتند از:
باکتی یوگا: رسیدن به حقیقت و وصل شدن از طریق تجربه عشق و محبت به تمامی موجودات و مخلوقات عالم.
کارما یوگا: رسیدن به حقیقت و وصل شدن از طریق کار و خدمت بدون چشم داشت.
گیانا یوگا: رسیدن به حقیقت و وصل شدن از طریق کسب دانش و آگاهی.
آشتانگا یوگا: رسیدن به حقیقت و وصل شدن از طریق به کنترل در آوردن و پرورش جسم و فکر در نهایت متحد و هماهنگ نمودن آن دو. این رشته از یوگا خود به دو شعبه تقسیم می‌شود: هاتها یوگا و راجا یوگا.
هاتها یوگا: در این رشته از آن مورد بحث این کتاب نیز میباشد، تمریناتی وجود دارد که انجام دادن مرتب آنها، تاثیرات مشروحه زیر را در بر دارد:
الف: پاک شدن بدن از سموم ناخالصی ها
ب: در این طریق روش‌هایی وجود دارد که سبب تقویت دستگاه تنفس، گردش خون و گوارش و سیستم عصبی می‌شود و شخص با انجام دادن آنها بر مقاومت طبیعی خود افزوده و سلامتی را در حیطه جسم و ذهن تجربه خواهد کرد.
ج: شخص را قادر می سازند بر واکنش های عصبی غیر ارادی خود کنترل و تسلط داشته باشد.
راجا یوگا: در این رشته راه های وجود دارد که شخص انجام دادن آنها به کنترل و انضباط زهن دست می‌یابد. با انجام دادن تمرین های این بخش از یوگا، مهارتهای ذهنی افزایش پیدا کرده، میزان دقت، تمرکز، اراده و حافظه و سایر توانایی های ذهنی تقویت می شوند. در این سیستم مراحلی وجود دارد که شخص با پیمودن آنها ذهن بیقرار خود را در آرامش و صلح درونی مستقر می کند. این مراحل عبارتند از:
1- (pratyahara)یا کنترل و انضباط حواس پنجگانه؛
2- (Dharana) یا تمرکز فکر؛
3- (Dhyana)یا تفکر عمیق؛
4- (Samadhi)یکی شدن و (وحدت)

یوگایی که اکنون در بیشتر ممالک جهان به آن عمل می‌شود و به عنوان کلید رسیدن به سلامت جسم و آرامش روان به کار برده می شود، هاتهایوگا و بخشی از راجا یوگا می باشد. در این کتاب نیز این بخش از یوگا مورد بحث است زیرا توجه به زندگی شتابزده صنعتی ماشینی که کم و بیش شهروندی با آن در تماس است و احتیاج انسان به تندرستی و آرامش فکری، تمرینات بدنی و تنفسی و ذهنی که در این قسمت از یوگا وجود دارد، جوابگوی نیازهای اوست. این بخش از یوگا سالیان دراز است که مورد تحقیق و بررسی متخصصان ورزش و تربیت بدنی، پزشکان، روان پزشکان و سایر محققان مراکز تحقیق علوم انسانی و دانشگاه های بزرگ جهان قرار گرفته است و هم اکنون نتایج علمی و کاربردی آن در درمانگاههای سلامتی جسم و ذهن، دانشگاه‌ها (به عنوان واحد درسی) مراکز ورزشی، آسایشگاه های معلولین و معتادان و ... به عنوان شیوه های افزایش مهارت های جسمی و ذهنی به کار برده می شود.
در رشته ‌های دیگر یوگا جنبه فلسفی و آئینی آنها بر جنبه های عملی مرتبط با بهداشت تن و روان برتری دارد از طرفی ارتباطی نزدیک با آیین‌ها و فلسفه هندو دارد.




(یوگا کوششی منظم برای تکامل فردی با توسعه کاراییهای فیزیکی، حیاتی، ذهنی و معنوی است)
«آروبیندو»

منبع: تمرین های عملی یوگا
           مسعود مهدوی پور
1024078888888_orig
یوگا و قدمت آن
کلمه یوگا از ریشه یوگ یا یوج آمده که واژه ای سانسکریت است .معادل انگلیسی آنto yoke (جفت کردن یا جفت شدن) می باشد. یوگا یعنی ملحق شدن یا یکی شدن و منظور از آن یکی شدن روح فرد با روح کل است و یوگی کسی است که تمرینات یوگا را انجام میدهد.
قدمت یوگا بیش از سه هزار سال است ولی در آن زمان رابطه محکمی با دین هندو داشته و پیروان آن کسانی بودند که اعتقاد داشتند این علم باید فقط در اختیار کاهنان و برهمنان باشد. زیرا اگر فنون آن در دست اشخاص نالایق قرار گیرد، بر اثر پایین بودن آگاهی، ممکن است به خود یا دیگران صدمه بزنند.
اولین کسی که یوگا را به صورت دستاوردی علمی و عملی جمع آوری نمود و آن را به صورت فنی و قابل اجرا برای همه معرفی کرد، فیزیکدان هندی به نام پاتانجالی (Patanjali) بود که حدود ۲ تا ۵ قرن قبل از میلاد می زیست او در کتاب خود موسوم به سوترا‌های یوگا (yoga sutras) یوگا را به هشت مرحله تقسیم کرده که آشتانگا یوگا (ashtanga yoga) موسوم است و مردم مغرب زمین آن را به عنوان یوگای انضباط جسم و فکر می شناسند.
1111111111-OpenWayYoga35